Love is ... l

سلام.

نوشته های پشت صندلی اتوبوسها هميشه توجهم را جلب ميکنند. به نوعی کمکم ميکنند تا بدانم نگاه مردم دور وبرم به دنيا چه شکليست. اتوبوس معمولا وسيله مردم نه چندان پولدار و بی پول جامعه است. معمولا کسی که بتواند تاکسی سوار شود و گاهی هم دربست، اتوبوس نشين نميشود.

اين نوشته ها معمولا شامل ناسزا و بد و بيراه و گاهی نامهای مختلف اسافل الاعضای آدميست. گفته باشم که من سعی زيادی برای سانسور کردنشان نميکنم ... !!

امروز در خط وليعصر-بهارستان، پشت صندلی جلويی، دستخط رنگ و رو رفته و قديمی ای نوشته بود: "عشق درياييست که هر خری در آن غرق ميشود."

کمی جـلـوتـر يک دسـتـخـط پـررنـگ تر که تازه تر هم بود جواب داده بود:

"بلد نيستی گه نخور." و (گمانم با عصبانيت) ادامه داده بود:

"عشق يعنی گو خوردن   يعنی بد بخت شدن   عين کاويانی"

 ميبينيد ؟ به همين سادگی ... آدمی که به طرز نوشتن يک کلمه ی خيلی پرکاربرد مطمئن نيست و در دوبار استفاده دوجور مختلف نوشته هم .... گاهی مثل من فکر ميکند ...

/ 3 نظر / 3 بازدید
بچه مخفي

شايد منظورش اين بوده که يعني گول خوردن! بعدش ل رو جا انداخته! حالا تو اومدي خودتو الکي چسبوندي بهش!

نرجس

خيلی وقتها اين حس خودمونی نوشتن يه هو مياد سراغ آدم!

يه نفر

يه چيزه ديگه بنويس که منم بتونم نظر بدم.