آنچه که هستیم

[در ابتدای قرن نوزده، دوره ناصرالدین شاه قاجار] ... آیین های گرامی داشت محرم شباهت جالبی با تعزیه های مسیحی در قرون وسطی داشت. هر دو، تحقق مقدرات الهی تلقی میشدند. در هر دو شهادت قدیسان را به خاطر گناهان انسانی میدانستند. هر دو نشان دهنده نقایص اخلاق بشری بودند، به این قرینه که نه اهل کوفه از آزمون الهی سربلند بیرون می آمدند و نه اهل اورشلیم.

در هر دو ، مرگ کنشی نجات بخش تلقی میشد که از طریق آن مومنان توبه کار درجهان آخرت رستگاری خواهند یافت. هردو احساسی از اتحاد در برابر اجنبی ایجاد میکردند و در نتیجه باعث نزدیکی بیشتر توده ها و نخبگان میشدند.

[...] تعزیه خوانان اغلب به صورت بداهه اجرای برنامه میکردند. اشقیا لباس عثمانی می پوشیدند، فرزندان امام حسین را شاهزاده خطاب میکردند، و اروپاییانی را نشان میدادند که آلام امام حسین چنان آنان را متاثر میکرد که فورا به آیین شیعه میگرویدند.1

منبع : آبراهامیان، یرواند، تاریخ ایران مدرن، (تهران، نشر نی، 1389)

 

l 1. P. Chelkowski (ed.), Ta'ziyeh: Ritual and Drama in Iran (New York: New YorkUniversity Press, 1979), p. 20

/ 3 نظر / 8 بازدید
شهاب

جهل در هر جا باشد بنیانش مشابه دیگری است !

نون

سلام . من نفهمیدم از نوشتن این مطلب چه قصدی داشتی جدن . این یه سیر طبیعیه . یه جایی من رفتم توی 15 کیلومتری ورشو که محل دفن پرولتاریاها بوده . باورنکردنی بود . یه عده میان و اونجا دعا میکنن . پروتاریاهایی که اکثر دنیا اونا رو خرابکار میدونن . آبراهامیان یه نوشته داره فکر میکنم به اسم پارانویای سیاسی ایران، یه جاییش نوشته شما در ایران میمرید و برای مردنتان اسم میگذراند . شما در ایران قهرمان زنده نخواهید یافت . در ایران حتما باید مرد تا قهرمان شد . . مرگ تاسف برانگیزه . ولی فقط یه بار . برتولت برشت توینمایشنامه ی " اپرای سه پولی" که من ازت خواهش میکنم حتما بخونیش مینویسه شما اگر یک گدای کور باشید ممکن است یک نفر بار اول که شما را میبیند به شما ده پنی بدهد . بار دوم اگر دیرش نشده باشد 5 پنی به شما میدهد . بار سوم باید خیلی شناس بیاورید که شما را تحویل پلیس ندهد . مرگ توی هر دوره ای فقط یه بار جواب میده . و گرنه جنگ جهانی دوم دیگه نباهاس شروع میشد . اونایی که اون همه کشتار رو توی جنگ جهانی اول دیدن اگه تحت تاثیر مجدد دیدن صحنه های مرگ قرار میگرفتن دیگه شروع نمیکردن .. خوشحالم که وبلاگت برخورد کنم

نون

سلام . من نفهمیدم از نوشتن این مطلب چه قصدی داشتی جدن . این یه سیر طبیعیه . یه جایی من رفتم توی 15 کیلومتری ورشو که محل دفن پرولتاریاها بوده . باورنکردنی بود . یه عده میان و اونجا دعا میکنن . پروتاریاهایی که اکثر دنیا اونا رو خرابکار میدونن . آبراهامیان یه نوشته داره فکر میکنم به اسم پارانویای سیاسی ایران، یه جاییش نوشته شما در ایران میمرید و برای مردنتان اسم میگذراند . شما در ایران قهرمان زنده نخواهید یافت . در ایران حتما باید مرد تا قهرمان شد . . مرگ تاسف برانگیزه . ولی فقط یه بار . برتولت برشت توینمایشنامه ی " اپرای سه پولی" که من ازت خواهش میکنم حتما بخونیش مینویسه شما اگر یک گدای کور باشید ممکن است یک نفر بار اول که شما را میبیند به شما ده پنی بدهد . بار دوم اگر دیرش نشده باشد 5 پنی به شما میدهد . بار سوم باید خیلی شناس بیاورید که شما را تحویل پلیس ندهد . مرگ توی هر دوره ای فقط یه بار جواب میده . و گرنه جنگ جهانی دوم دیگه نباهاس شروع میشد . اونایی که اون همه کشتار رو توی جنگ جهانی اول دیدن اگه تحت تاثیر مجدد دیدن صحنه های مرگ قرار میگرفتن دیگه شروع نمیکردن .. خوشحالم که وبلاگت برخورد کنم