آهای ملت ! من نميدونم !

سلام.

يکی از رفقای قديمی اولين سالگرد ازدواجش رو تو وبلاگش جشن گرفته. برای من جالب بود و تکونم داد ! حالا يه سال شده که کبوتر زخمی ازدواج کرده. چه زود گذشت.

يه وبلاگ جالب هم ديدم (خوب چيه من تازه کشف کردم ... فقط کمی عقب موندم !) که نويسنده همه ی مطالبش رو با "آهای ملت" شروع ميکنه. من تقريبا از همه ی نوشته هاش خوشم اومد.

----

وارد يه محيط کار شدم. برای اولين بار. جالبه که آدما به خاطر اينکه من مدرک تحصيلی خاصی دارم بدشون نمياد کمی منو "سر جا"م بنشونن !! من که کاری به کار کسی ندارم ... اينجا هم موقت ام. يه جور کارآموزی. هنوز جای کسی رو نگرفته باعث نگرانی شدم !! ديگه اينکه تا به حال هرچيزی رو که ندونستم خيلی ساده گفتم: نميدونم !

يعنی اشتباه کردم ؟ خوب نميدونستم ديگه !!

.

/ 5 نظر / 4 بازدید
آزاده

زود می‌گذره مث آب و باد/ شايد اگه تلاش کنی بهشون اثبات کنی کار به کار کسی نداره اوضاع بيخ پيدا کنه. شايد بهتره تو کار خودت رو بکنی و بذاری خودشون قضاوت کنن

ويتامين ث

ايشالله منم يه روز تو وبم بنويسم که يکيه ما هم ازدواج کرده.. !! ببينم حالا که من مماخم ميخاره ربطی به آذری و اين حرفا داره؟!

بچه‌مخفي

ايشالا سال ِ بعد بيام ببينم اينجا سالگرد ِ عروسيتو جشن گرفتي رفيق

نرجس

من اين پستت را نديده بودم.... ممنون از ياد آوريت كه يك سال چه زود گذشت...