باور

.

دلم کمی گرفته. نميشود دقيقا گفت چرا.

مثل دوسال پيش، حس ميکنم که چيزی را از دست داده ام که جايش پر نميشود. يکجور اعتماد به زندگی را. يکجور باور داشتن "حقيقت" و امثال اين مفهوم را.

حس ميکنم تهی از ارزشهايی شده ام که باورشان داشتم.

... باور داشتم.

 

/ 8 نظر / 3 بازدید
MardomAzar-t

آدم احساس پوچی می کنه. هميشه بدتر از قبل!

آزاده

يک بيماری همه‌گير ( اگه بشه اسمش رو بيماری گذاشت) و گاهی بدجوری عود می‌کنه. چاره‌ش فکر کردنه و صحبت با کسی که قبولش داری( التبه اگه کسی مونده باشه که آدم قبولش داشته باشه!)

مصي

گاهي آدم دلش براي باورهايي كه داشته و حالا ندارد تنگ ميشود

شهاب

بهتره راجع بهش نلفنی بعدا حرف بزنيم تا من جوابشو اينجا بدم !

بچه مخفی

اون ارزشها لابد ديگه ارزشی نداشتن که بخوای بهشون ارزش بدی! زندگی هنوز جاريه پسر چه تو ارزشهاش رو ارزشمند بدونی يا ندونی!

نرجس

اثر ضربه هيچ وقت به حال اول بر نمی‌گرده... حتی اگر زير دست ماهر ترين صافکار هم بره!!!!!!

amir engineer

اين جور موقعها دين خيلی کمک ميکنه به خدا فکر کردن آدم رو آروم ميکنه