سر زدن !

سلام.

مدتهاست دیگه زیاد اینجا نمیام. مطالب زیادی هم این مدت به ذهنم اومده که بنویسم اما خب ... نشده. اتفاقات زیادی هم برام افتاده. تجربه ی بعضی از اولین ها و ... .

احساس میکنم دیگه نمیتونم خودمو راحت و بی پرده بنویسم. همین باعث میشه اینجا دیده نشم.

کار  پایان نامه داره پیش میره و کار هم که مسائل خودش رو داره. فعلا بازار کساده، اون هم برای همه.

چند روز پیش یه دوستی یه موقعیت ایجاد کرد که برام بی سابقه بود. احساس میکنم بهش مدیونم.

دلشاد باشید و فعال.

/ 7 نظر / 9 بازدید
شهاب

اولین ها ، اولین ها ! چقدر عالی که اولین ها وجود دارند و باعث می شند فسیل نشیم . . . همیشه اولین ها هستند حتی روز آخر عمر گاهی فقط یادم میره و به آخر خط می رسم [گاوچران]

عليرضا

به به! سلام حاجي، از اين ورا؟ بيش از حد خوش باشي رفيق. ضمناً خوش‌حال‌ام کردي که پايان‌نامه‌ت داره پيش مي‌ره...

پدرام

منم همینو میخواستم بگم (پاراگراف اولو میگم) عیدت مبارک غیر تقلبی جان

سایه

می دونی چیه به نظر من این عادلانه نیست که آدم همه چیزو درک کنه جز اون چیزی که باید. وبلاگ خوبی دارید موفق باشی

نسترن

اشکهای آدم خشک نمیشن، مگه در اثر سنگدلی. و دل آدم ها سخت نمیشه مگه در اثر گناه. چه قدر این متن زیبا بود بهم سر بزن دوست دارم رد نوشتتو توی کامنتهام ببینم