من نمیخوام ...

 

آخر پدرآمرزیده ها ...

طفلکی ها ...

چقدر افراط ؟

آش اینقدر شور شده که ...

گفته بود : "من نمیخوام تو به سرنوشت اون قبلی دچار بشی ..." .

-----

بعضی آدم ها جوری زندگی میکنند که من نمیفهمم ... .

راستش را بخواهید ... زندگیشان را میبینم، حس میکنم، اما انگار احساس آنها نسبت به آنچه دور و برشان میگذرد، با من فرق دارد. چیزی که برای من عجیب است برای آنها عادیست.

دلیلی ندارد دوست اینجور آدمها نباشم، یا الزاما طردشان کنم. ولی شک ندارم، که حتی اگر بخواهم، این اختلافات مانع از یک "رابطه" بین من و اینجور تیپ ها خواهند بود. و من هم حوصله زور زدن و شنا کردن خلاف جهت جریان را ندارم. روزی من هم راه خودم را خواهم یافت، و این گذرگه موقتا مشترک، میزبان دیگران خواهد بود.

این روزها هم میگذرند. همانطور که آن روزها گذشتند.

/ 1 نظر / 8 بازدید
قصر آرزو

سلام 5شنبه 30 دی تولد یکی از دوستانمون هستش. اگه تمایل داشتی به وبش برو و بهش تبریک بگو. مرسی http://halqeyeto.blogfa.com/ [گل]