بن بست شرم آوریه

چندروزیه سر حرفی که گفته شده "موسیقی را نمیفهمند و میگویند حرام است" جنجال به پا شده، عده ای موافق و مخالف سر همدیگه رو به سنگ "[...] هم بابای [...] خودته" میکوبن.

فارغ از این جدال،سالهاست که به حکم موسیقی فکر میکنم. اینکه "اگر موسیقی غنایی باشد ..." جمله ی جالبیه. یکبار دیگه بخونیدش :"اگر موسیقی غنایی باشد ..." و لطفا بهش فکر کنید. به کجا میرسین ؟!

خیلی درد سرتون نمیدم. به تصریح خیلی ها (مثل اینجا) مصادیق غنا واضح نیستن و سرشون بحثه. بعضی هم (مثل اینجا) شروع به دسته بندی های حتی عجیب و غریب تر میکنن . مثلا این جمله :" ... آهنگ هایی از قبیل برخی ترانه های افتخاری مثل نیلوفرانه و شجریان و ... که همگی اذعان به بی مشکل بودنش دارند... "

که باید به نویسنده محترم یادآوری کرد که همگان هنوز از مادر نزائیده اند !! و تا همین چند سال پیش آقایون محکم ایستاده بودن و همه ی " ... آهنگ هایی از قبیل..." رو حرام میدونستن و خیلی هنوز هم میدونن.

فکر کنید از من درباره ی چیزی بپرسن. مثلا تنفس کردن یا نکردن. من هم همچین حکمی بدم : "اگر در هوا غم و غصه جریان داشت تنفس آن جایز نیست" و حتی بدتر ... سعی کنم توی حکمم از کلمه ای به جای غم و غصه استفاده کنم که اصلا رایج نباشه و معنی اون رو کسی نفهمه ...

خب .. چرا ؟ به نظر شما شنونده با خودش فکر نمیکنه که " بابا این یارو یا هوا و گاز رو نمیدونه چیه یا غم رو نمیفهمه که جاش تو دل آدماست یا تو هوا !!" ... پس چرا باید همچین حکمی بدم ؟! مدتیه به نظرم دلیلش عیان شده.

از نظر من، قصد این حکم، ایجاد یه بن بست فکریه. مثل هوا و غم،از روی غنا نمیشه درباره موسیقی حکم کرد. البته شاعر و نویسنده ها غم یا شادی رو توی هوا جاری میکنن و همه مون هم میدونیم منظورشون چیه، اما نه از روی شعر زندگی میکنیم نه با استناد به اون حکمی صادر !!

به هوا میشه علمی نگاه کرد. ملکول ها رو برسی کرد و ترکیبش رو در نظر گرفت، فشار و دما رو اندازه گیری کرد ... میشه هم بگیم :"بله ... هوا برای آدم ها لازم بود و زنده باد خدا، که برای ما هوا خلق کرد تا نمیریم"

موسیقی هم همینطوره. میشه علمش رو یاد گرفت، با فیزیک امواج بررسیش کردو هزار کار دیگه، و همینطور میشه به خدا آفرین و باریکلا گفت که این زیبایی رو خلق کرده. اما اینکاری که مذهب ما با موسیقی میکنه ...

/ 0 نظر / 9 بازدید