anotherone


توقعات ایدئولوژیک !

شماره 13 دی ماه روزنامه شرق، یادداشتی از محمدرضا اصلانی (کارگردان آتش سبز) چاپ کرده همراه چند مطلب دیگر درباره ی مشکلات اکران فیلم های با مخاطب خاص.

 

 

"... دولت برای هزینه ای که میکند یکسری توقعات ایدئولوژیک دارد که البته طبیعی هم هست، دلیلی ندارد که در شرایط فعلی انتظار ایدئولوژیک نداشته باشد ... بخش خصوصی مان هم که در حد یک صنعت محلی ورشکسته است، یعنی یک بازار داخلی محدود دارد و قیمت هرکدام از فیلم های سینمایی اش اندازه یک واحد آپارتمانی است و طبعا صنعت پولداری نیست، به همین دلیل توانایی ایجاد تحول را ندارد و نمیتواند از نگاه متفاوت حمایت کند."

نمیدانم میشود جدایی نادر از سیمین را متفاوت دانست یا نه، اما به هر حال از همین صنعت محلی ورشکسته در آمد ... .


anotherone

برای جشنواره

اگر اشتباه نکنم ...

ببخشید، سلام !

اگر اشتباه نکنم از ماهواره هاتبرد (اصلا نمیدانم کدام یکی هست این هات برد) کانالی پخش میشود (این را اشتباه نمیکنم، بالاخره دارد از یک جایی پخش میشود) به اسم شبکه جهانی ولایت. این شبکه مدام در حال پاسخگویی به یک شبکه دیگری است به اسم شبکه جهانی کلمه ... در شبکه اولی آدم ها معتقدند یک ولی امر وجود دارد برای تمام مسلمین جهان ... و انگار در دومی هم آدمها معتقدند یک اولی الامر وجود دارد، باز هم برای تمام مسلمین جهان. در هر دو شبکه کارشناسان ورزیده و دانا، با تمام توان، آماده ی مناظره برای حل و فصل مشکلات، و پاسخگویی به یاوه سرایی های طرف مقابل اند ... .

دیشب مطلبی از یکی از کاشناسان اولی درباره ی صیغه متعه میشنیدم، و بسیار افسوس خوردم که چرا این شبکه در داخل کشور پخش نمیشود، تا کمی به آگاهی های ما بیافزاید ... کارشناس مذکور، با حرارت تمام در رد نظر فقهای اهل سنت که معتقدند پیامبر متعه را نهی کرده سخن میراند که : "از فلان ابن فلان (یکی از صحابه که نام اش را فراموش کرده ام) نقل است که ما در زمان پیامبر با مهری حتی به اندازه یک مشت(یا یک کاسه یا چیزی در همین حد، شک از نگارنده است) آرد متعه میکردیم، تا آنکه عمر ابن عبدالخطاب آنرا نهی کرد ... "

کارشناس مذکور میپرسید چرا خلیفه دوم، حلالی را که پیامبر نهی نکرده، نهی کرده ؟ و ... .

کاری به اینکه چه کسی نهی کرده، یا اصلا نهی کرده یا نکرده ندارم ...

فقط کمی ... کمی به این فکر کردم، که به بهای یک مشت آرد ... اصلا باشد یک گونی آرد ... میشد چه کارها که نکرد. بیخود نیست پدرم اینهمه با حسرت از روزگار پیامبر و ائمه یاد میکند .... .

------

این زیر (زیر ویرایشگر پرشین بلاگ که الان مشغول تایپ کردن درآن ام) یک جایی برای تیک کردن اضافه شده که : ارسال به جشنواره پیشکسوتان دفاع مقدس

مانده ام تیک کنم یا نه ...


anotherone

برابری

"در حکومت دموکراسی مردم برابرند  ... در حکومت دیکتاتوری هم مردم برابرند ...

در اولی همه کس همه چیز است و در دومی هیچکس هیچ چیز نیست."

نقل به مضمون، از روح القوانین منتسکیو.

به شخصه گمان میکنم آدم که هیجده سال اش (!) شد باید روح القوانین را بخواند.


anotherone

آنچه که هستیم

[در ابتدای قرن نوزده، دوره ناصرالدین شاه قاجار] ... آیین های گرامی داشت محرم شباهت جالبی با تعزیه های مسیحی در قرون وسطی داشت. هر دو، تحقق مقدرات الهی تلقی میشدند. در هر دو شهادت قدیسان را به خاطر گناهان انسانی میدانستند. هر دو نشان دهنده نقایص اخلاق بشری بودند، به این قرینه که نه اهل کوفه از آزمون الهی سربلند بیرون می آمدند و نه اهل اورشلیم.

در هر دو ، مرگ کنشی نجات بخش تلقی میشد که از طریق آن مومنان توبه کار درجهان آخرت رستگاری خواهند یافت. هردو احساسی از اتحاد در برابر اجنبی ایجاد میکردند و در نتیجه باعث نزدیکی بیشتر توده ها و نخبگان میشدند.

[...] تعزیه خوانان اغلب به صورت بداهه اجرای برنامه میکردند. اشقیا لباس عثمانی می پوشیدند، فرزندان امام حسین را شاهزاده خطاب میکردند، و اروپاییانی را نشان میدادند که آلام امام حسین چنان آنان را متاثر میکرد که فورا به آیین شیعه میگرویدند.1

منبع : آبراهامیان، یرواند، تاریخ ایران مدرن، (تهران، نشر نی، 1389)

 

l 1. P. Chelkowski (ed.), Ta'ziyeh: Ritual and Drama in Iran (New York: New YorkUniversity Press, 1979), p. 20


anotherone

تقلید

آدمیان به محض آنکه یقین پیدا کنند که عامه مردم به باوری (هرقـدر احـمقانه) عقیده دارند، بلافاصله آن را می پذیرند. ...  بسیار عجیب است که عمومیت باوری این قدر برای مردم اهمیت دارد. ممکن بود که تجربه شخصی ایشان به آنها بگوید که قبول چنین باوری کاملا نابخردانه و فرایندی صرفا تقلیدی است، ولی چنین چیزی به آنها نمیگوید. زیرا از هرگونه خودشناسی بی بهره اند.

اگر بخواهیم جدی حرف بزنیم، باید بگوییم که عمومیت یک باور، برهان راستی آن نیست. در واقع این امر حتی دال بر احتمال صدق آن باور هم نیست ...

آرتور شوپنهاور ترجمه عرفان ثابتی

---------

چند باور عمومی میشناسید که بدون فکر و صرفا از سر تقلید از طرف عموم پذیرفته شده اند ؟!

پ ن : به یک کلاس خودشناسی نیازمندیم !


anotherone

سرشت آدم ها

Aus so krummem Holze, als woraus der

Mensch gemacht ist, kann nichts Gerades

gezimmert werden

Immanuel Kant

درختی که تلخ است وی را سرشت    گرش بر نشانی به باغ بهشت

ور از جـوی خلـدش به هـنـگـام آب   به بیخ انگبین ریزی و شهد ناب،

سـرانـجــام گــوهــر بـه کـار آورد   هـمـان مـیـوه ی تـلـخ بـار آورد ...

فردوسی

---

گفته ی کانت رو میشه اینجوری ترجمه کرد : از این چوب گره دار و پیچ پیچی که آدم رو ازش ساختن ، هیچ چیز صافی نمیشه درآورد !

گاهی فکر میکنم اصلا قرار نیست صاف، زیبا باشه. ذهن ماست که این چیزای پیچ پیچ قشنگ اطراف رو نمیتونه درک کنه و میخواد هی صاف اش کنه.

وقتی میبینم اونی که من فکر میکنم نیستی، جالب تر هم میشه !


anotherone

نشانه ها ی یک مرام

رمضان قادراف، رئیس جمهور چچن (البته چند ماه پیش) گفته بود : "میخواهم پوتین تا زنده است رئیس جمهور روسیه باشد" و اینکه ما اصلا بیخود کردیم که خواستیم مستقل شویم و از این حرفها.

جدا از اینکه ولادیمیر خان اعظم (!) رئیس جمهور نیست و فعلا نام ریاست جمهوری (تاکید میکنم فقط نام اش) به مدودف اطلاق میشود، از یک دست نشانده انتظار بیشتری نمی رود. البته یادمان باشد این "بیداری اسلامی" چند وقت قبل در چچن بیدار شد و سرش را که بلند کرد، به شدت مجبور شد به خواب اسلامی برود ! صدای هیچ مسلمانی هم درنیامد، کما اینکه در چین و کره شمالی هم با آزادی کامل اسلامی، به خوابی کاملا اسلامی، فرو رفته ... .

-------

شرایطی در کشور ایجاد شده که آگاهان سیاسی زبان در کام نگاه میدارند، مبادا به تیر غیب گرفتار شوند. مثل دکتر ف.ر.ی.ب.ر.ز ر.ئ.ی.س د.ا.ن.ا که حتی جستجوی نامش در موتور های جستجو امکان ندارد.


anotherone

خرس شمالی

چند روزیست کتاب نامه هایی از تبریز نوشته (یا شاید بهتر باشد بگوییم منتشر شده توسط) ادوارد براون  Edward Granville Browne را میخوانم.

اول اینکه نظرات موجود درمورد براون جالب اند. این یکی را موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی منتشر کرده. یک نفر که اولین کتاب تاریخ ادبیات ایران را منتشر کرده (که مثلا فردوسی که بوده و حافظ چه کسی) چنان مورد خشم و غضب است که حتی چشم بر کارهای فوقالعاده اش هم میبندیم.

دیگر اینکه اشاراتی در کتاب شده، که قبلا هم نمونه اش را در خاطرات ابوالمجد حجتی دیده ام. این اشاره ها خواب را از سر آدم (مخصوصا اگر تاریخ را فقط در کتاب های آموزش و پرورش حکومتی خوانده باشد) میپرانند.

مثلا اینکه روسها (بعد از خلع محمدعلی شاه و حکومت مشروعه دوم یا صغیر) بعد ازاینکه به زور و وحشیگری تبریز را تصرف میکنند، حکم به ایجاد "مجلس ختم و روضه برای مستبدینی مثل شیخ فضل ا.. نوری" میدهند ... آدم این جمله را میخواند کمی تا قسمتی مات اش میبرد. حالا هرچه که در کتاب تاریخ شیخ فضل ا... را مشروطه طلب نامیده باشند مهم نیست. توهم یکباره ناپدید میشود.

به قول تالکین "گندالف خندید و وهم دود شد و به هوا رفت" ...

کتاب چشم آدم را باز میکند به سررشته ی یکی از بد بختی های کشور: خرس شمال.

------

پ ن : ابوالمجد حجتی اشاره کرده بود: "بعد از انقلاب هم نامه ای پیدا شد که گفتند کاشانی روز قبل از کودتا نوشته و به مصدق هشدار داده ... "


anotherone

بیت !

 

عنکبوت ار لانه دارد، آدمی دارد وطن

عنکبوت آسا تو هم دور وطن، تاری بتن

بهر حفظ لانه ی خود می تند تار عنکبوت

زعنکبوتی کم نه ای ، ای غافل از حفظ وطن

عقل کل مهر وطن را معنی ایمان شمرد

معنی ایمان بود مهر وطن بی ریب و ظن

شیخ اگر معنی وطن نشناخت، معذورش بدار

این وطن نامش بود ایران، بیا بشنو ز من ...

 

منسوب به حاجی محمد اسمعیل منیر مازندرانی


anotherone

من نمیخوام ...

 

آخر پدرآمرزیده ها ...

طفلکی ها ...

چقدر افراط ؟

آش اینقدر شور شده که ...

گفته بود : "من نمیخوام تو به سرنوشت اون قبلی دچار بشی ..." .

-----

بعضی آدم ها جوری زندگی میکنند که من نمیفهمم ... .

راستش را بخواهید ... زندگیشان را میبینم، حس میکنم، اما انگار احساس آنها نسبت به آنچه دور و برشان میگذرد، با من فرق دارد. چیزی که برای من عجیب است برای آنها عادیست.

دلیلی ندارد دوست اینجور آدمها نباشم، یا الزاما طردشان کنم. ولی شک ندارم، که حتی اگر بخواهم، این اختلافات مانع از یک "رابطه" بین من و اینجور تیپ ها خواهند بود. و من هم حوصله زور زدن و شنا کردن خلاف جهت جریان را ندارم. روزی من هم راه خودم را خواهم یافت، و این گذرگه موقتا مشترک، میزبان دیگران خواهد بود.

این روزها هم میگذرند. همانطور که آن روزها گذشتند.


anotherone